۱۳۸۹-۱۲-۲۵

زمینه چینی سایتهای اصلاح طلب برای کشاندن مجدد مردم به پای صندوقهای رأی در آستانه ی انتصابات مجلس شورای اسلامی




سایتهای کلمه و جرس متعلق به اصلاح طلبان حکومتی طی انتشار مطلبی تحت عنوان «مقاله ای منتشر نشده از سید مصطفی تاج زاده» مردم را از همکنون دعوت به حضور درانتصابات سال آینده ی مجلس شورای اسلامی کردند. در بخشی از این مقاله ی نگاشته شده به قلم مصطفی تاجزاده که آن را تقدیم به سید علی موسوی و دیگر شهدای عاشورای 88 کرده چنین آمده است: «علت اینکه اقتدارگراها به نام"جمهوری اسلامی" حساسیت نشان می‌دهند و آن را "نظام ولایی" می‌خوانند آن است که "انتخابات آزاد" و"رأی مردم"را منتفی کنند. این در حالی است که "رأی مردم" عنصر غیرقابل حذف در نظام جمهوری اسلامی ایران است. به باور من جنبش سبز پس از یک دوره فراز و نشیب مجدداً در ظرف صندوق های آرا ظاهر می‌شود، و پیکره دموکراسی را تشکیل خواهد داد.»

گذشته از انتشار مطلب اخیر سایت کلمه در چهارشنبه سوری و به سیاق دو مطلب پیشین در خصوص عدم بازداشت آقای موسوی و دیدار هفته ی بعد دختران ایشان با وی در روزهای قبل از سه شنبه های اعتراضی، با نگاهی بدبینانه به این روند در احتمالی کمتر امکان دخالت و فشار حکومت بر این سایت اصلاح طلب، و در احتمالی بیشتر امکان چانه زنی و توافقات پنهان و پشت پرده ی اصلاح طلبان با رژیم را محتمل مینماید. مضاف بر اینکه سکوت چهره های اصلاح طلب، محکومیت تظاهرات 25 بهمن توسط اکبر هاشمی رفسنجانی، صدور بیانیه ی جبهه ی مشارکت در شب پیش از تظاهرات 25 بهمن و تأکید بر تفاوت جنبش سبز با قیامهای منطقه و تکیه بر دفاع از اصل نظام و جمهوری اسلامی و همچنین دفاع مشکوک و مردود عطاء ا... مهاجرانی از سید علی خامنه ای و تأکید بر «طولانی بودن» مسیر اصلاحات در ایران، این شائبه را به شدت تقویت مینماید.

جای سؤال اینجاست که پس از حضور به نسبت گسترده ی مردم در انتصابات دوره ی قبل ریاست جمهوری و تقلب و خیانت گسترده تری که در آراء آنان صورت گرفت، و پس از گذشت قریب به 2 سال از آن ماجرا و سرکوب شدید مخالفان و کشتار و بازداشت و زندانی کردن وسیع معترضین توسط حاکمیت، اصلاح طلبان بر پایه ی کدام تحلیل و برآورد و با چه مکانیسم عملی که تضمین به صحت در برگزاری انتصابات و شمارش آرا داشته باشد مردم را دعوت به این شعبده بازی شکست خورده، غیر اخلاقی و حقارت آمیز مینمایند؟ آن هم در زمانی که اصلاح طلبان و حامیانشان کمترین نفوذی در قوای سه گانه ی حکومتی نداشته ودر موضع ضعف کامل قرار دارند. آیا خونهایی که در کف خیابان ریخته شد و عصمتهایی که در زندانها و بازداشتگاهها دریده شد و تحصیلات و آینده ی دانشجویانی که بر باد رفت صرفا" جهت به بوته ی آزمایش گذاشتن تز جناب سعید حجاریان بود؟! به فرض به وجود آمدن شرایطی مطلوب جهت انتصابات و سر کار آمدن کاندیدایی اصلاح طلب آیا به چیزی بهتر از 8 سال سکوت و فرصت سوزی سید محمد خاتمی و قتلهای زنجیره ای، ترور مخالفین و روشنفکران وبه محاق بردن فله ای مطبوعات و سر کار آمدن استبدادی سیاه بعد از آن منجر خواهد شد؟ آیا اساسا" با وجود اصلی سیاه و دیکتاتور ساز در [به اصطلاح] قانون اساسی تحت عنوان ولایت فقیه که ثمره ی آن اشخاصی خونریز، ظالم و ضد ایرانی چون روح ا... خمینی و سید علی خامنه ای میباشد و پشتیبان آن یعنی سپاه پاسدارانی که چنبره بر گلوگاه اقتصاد و سیاست نهاده، رئیس جمهور محلی از اعراب خواهد داشت؟ و مهمتر آنکه چه کسی به اصلاح طلبان حکومتی وکالت داده که از طرف آنان چنین کنند و چنین بگویند؟ البته ایرادی ندارد که این گروه آمال و آرزوها و برنامه های سیاسی خود را به عنوان برنامه هایی حزبی و گروهی اعلام کنند، اما بسیار غیر اخلاقی، گزاف و ناصواب خواهد بود که خواسته های حزبی خود را به ناف مردمی گره بزنند که با شجاعت و رشادت تمام خواست خود را به بلندترین صداها فریاد زدند و تمام جهانیان نیز شنیدند.

به اعتقاد من نیاز است روشنفکران و آزادیخواهانی که دستی بر آتش رسانه و قلم و دل در گرو این آب و خاک دارند هشدارهای لازم را به اقشاری که در میان آنها نفوذ دارند بدهند و ضمن سازمان دادن به نیروهای آزادیخواه حقیقی، اجازه ندهند این بارقه های امیدی که در میان جوانان موجی از زندگی و نشاط را سبب شده به یأس و سردی گراید.